|
دختران چه می خواهند و چرا؟ |
دختران امروزي چه مي خواهند؟ ؛ امنيت، عدا لت، حمايت ميترا رحمان پور هر جامعه متشكل از مردان و زناني است كه سازنده ديروز، امروز و فرداي آن هستند. مردان و زناني كه بي توجهي به خواسته ها و نيازهاي هر كدامشان سبب تضعيف يا تخريب امروز يا فرداي آن جامعه خواهد شد. در اين ميان نقش زنان با توجه به جايگاهشان درخانواده و وظايف تربيتي، كمي پررنگتر به نظر مي رسد. اما اين زنان كيستند؟ آيا همين دختران امروز نيستند كه فردا مادران اين جامعه و سازندگان آينده اش را تشكيل مي دهند؟ گروه بانوان و خانواده، سعي كرده در كنار گپي خودماني با دختران امروز، تأملي در نيازها و خواسته هاي اين بخش از جامعه داشته باشد؛ چرا كه توجه منطقي به همين خواسته هاست كه مي تواند آينده زيباتر و روشن تري را پيش روي مادران فردا قرار دهد. اما اين خواسته ها چيست؟ و چند درصد آنها قابل دسترسي و عملي است؟ دختران نوجوان از آرزوهايشان مي گويند؟! هوا كمي گرمه. در گوشه اي از پارك، زير سايه بيد مجنوني كهن، ساره و الهه- 16 و 18 ساله- نشسته و گپ مي زنند. گرچه به نظر مي آيد از اينكه گفتگوي دو نفره آنها قطع شود، خوشحال نيستند، اما با روي خوش با من همراهي مي كنند. از آنها درباره زندگي، آرزوها و اهداف، محدوديتها و موانعي كه سر راهشان وجود دارد، سؤال مي كنم. الهه، مانند سهراب معتقد است «زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد». او بزرگترين آرزويش را قبولي در دانشگاه هنر مي داند و اينكه كلي پول داشته باشد، چون علاوه بر اينكه هزينه رشته هاي هنري بالاست، خرج كردن و خريدن آنچه دلش مي خواهد را دوست دارد. الهه مي گويد كه براي رسيدن به اين آرزوها خيلي تلاش مي كند. ساره كه تا اين جا كلي وسط صحبتهاي الهه پارازيت داده است، وقتي نوبت به خودش مي رسد، خيلي جدي مي شود و مي گويد به نظر من، اين روزها لحظه هاي شادي آدمها خيلي كم شده. هرچند خودش جواب خودش را مي دهد و مي گويد كه اين خود آدمها هستند كه دنيا را زشت يا زيبا مي كنند. بزرگترين آرزوي ساره اين است كه بتواند با اين اطمينان كه كسي بيرون از خانه مزاحمتي برايش ايجاد نخواهد كرد و بدون اينكه به ديگران توضيح دهد كجا مي رود و كي بر مي گردد، يك روز را به خودش اختصاص بدهد. او در اين جا كمي فلسفي مي شود و ادامه مي دهد هدفم اين است كه يك انسان خوب باشم و برايم چندان مهم نيست كه حتماً در فلان دانشگاه اسم و رسم دار قبول شوم، اما برايم مهم است كه مادر خوبي باشم تا بتوانم با بچه هايم ارتباط نزديكي برقرار كنم. ساره دوست دارد همسرش مرد زندگي باشد و دوست خوبي براي بچه هايش. ديدگاه دانشجويان دختر جمعي سه نفره از دختران دانشجو كه نيمكتي كوچك كنار محوطه گير آورده اند و مشغول حل تمرين هستند؛ با وجود آن كه وقت زيادي تا شروع كلاس ندارند، گفتگوي كوتاه با مرا مي پذيرند. فرشته 26 ساله كه عضو كميته فرهنگي دانشگاه هم هست، زندگي را يك جاده پرپيچ و خم و سخت مي داند كه هر جور باشد، بايد از آن بگذري تا بتواني درست و به موقع تعيين مسير كني. او ادعا مي كند كه در حال حاضر هدفي خاص ندارد و گرنه رسيدن به آن زياد سخت نيست، چون معتقد است، اگر انسان كاري را بخواهد و تصميم بگيرد، مي تواند انجام بدهد. عكاسي را خيلي دوست دارد، اما به دليل محدوديتهايي كه از طرف خانواده و جامعه وجود دارد، نمي تواند آن طور كه مي خواهد و توانايي اش را دارد، از استعدادش استفاده كند. فرشته از خيلي محدوديتهايي كه اجتماع و خانواده به او و دخترهاي مثل او تحميل مي كنند، شكايت دارد. او مي گويد اين سؤال هميشه براي من وجود داشته كه اگر كاري اشتباه است، چرا پسران براي انجامش مورد مؤاخذه قرار نمي گيرند!و اگر اشتباه نيست چرا دختران از آن منع مي شوند؟!او براي اين صحبتش شاهد مثالي هم مي آورد و با خنده مي گويد اگر دختري بخواهد زماني را با دوستانش به تفريحي سالم بپردازد، اولاً بايد از هفت خوان خانواده بگذرد و وقتي كه گذشت، تازه بايد به دنبال مكاني براي يافتن محيطي سالم، پاهاي خود را فرسوده كند! آزاده 25 ساله نيز در اين جا وارد بحث مي شود. او ضمن تأييد صحبتهاي دوست خود، محدوديتهاي يك دختر در جامعه را بيش از اينها مي داند. او هم از وجود تبعيض در برخورد با دختران و پسران ناراضي است و به نزديكترين نمونه، يعني دانشگاه خودش اشاره مي كند و ادامه مي دهد برايم قابل درك نيست كه چرا به دختران با كمترين بهانه اي گير! مي دهند!(خودش گفت، ما مسؤول نيستيم) ؛ اما به پسران با هر وضعيتي كه باشد و دور از شأن يك دانشجو!، تذكري داده نمي شود. او ضمن تأييد مسأله برخورد با بدحجابي، فقط خواستار رعايت «عدالت» است. آزاده كه ظاهراً تازه به جمع متأهلان نيز پيوسته، در بحث ازدواج كمي مشكل را مهمتر مي داند. اينكه دختران اكثراً مجبورند بنا به سليقه خانواده خود ازدواج كنند و كسي را كه خانواده پسنديده برگزينند. در حالي كه پسران در اين مورد اختيار عمل بيشتري دارند و با هر كسي كه دوست دارند مي توانند ازدواج كنند. فرشته نيز در ادامه اين بحث، تأكيد مي كند خانواده ها بايد فرزندانشان را در مسير صحيح هدايت كنند، اما نبايد در سختگيري و يا دادن آزادي عمل افراطي عمل كنند. او مي گويد راهنمايي بله، اما تحميل نه. آزاده كه همسرش را با توجه به معيارهاي خودش انتخاب كرده و به همين دليل از خانواده اش خيلي ممنون است، بزرگترين آرزويش را در درجه اول سلامتي در كنار خانواده و همسرش و بعد آرامش در زندگي مي داند و هدفش رسيدن به همان آرامش است. او پول و امكانات رفاهي زندگي را زماني معنادار مي داند كه آرامش بر زندگي حاكم باشد. آزاده از خودگذشتگي طرفين را اولين شرط برقراري آرامش و استحكام خانواده بيان مي كند. سميرا كه تا الان مجبور بوده ساكت بماند و دوستانش مجالي براي صحبت به او نداده اند، زندگي را تنها در لحظه بودن معنا مي كند، نه گذشته و آينده. او براي اين طرز فكرش استدلال مي آورد و مي گويد قبلاً فكر مي كردم با برنامه ريزي همه چيز درست مي شود، يعني با برنامه ريزي كه بر مبناي گذشته مي كني، مي تواني آينده را بسازي، اما الان فقط به لحظه فكر مي كنم و در لحظه شاد بودن برايم خيلي اهميت دارد. او آرزوهاي خود را در سه چيز خلاصه مي كند، كه يكي از آنها قبولي در دانشگاه بوده و به آن رسيده است. آرزوي ديگر او اين است كه خدا هميشه و هر لحظه در كنارش باشد و او را تنها نگذارد و ديگري ازدواج با فردي است كه با او خوشبخت شود. فردي كه بتواند او را كودكانه و وراي هر گونه محدوديتي دوست بدارد. سميرا البته به يك آرزوي ديگر هم اشاره دارد. او مصمم است كه يك مدير موفق شود. او نيز مانند ديگر دوستانش معتقد است، براي دختران در جامعه محدوديتهايي وجود دارد كه چندان منطقي و اصولي به نظر نمي آيد، به عنوان مثال اگر گروهي متشكل از دختران و پسران بر روي يك پروژه كار كنند، از نظر عام جامعه و گاه خانواده امري مثبت ارزيابي نمي شود و حتي با ديدگاه منفي به اين مسأله مي نگرند. خانمهاي شاغل و دانش آموخته از زندگي چه مي خواهند؟ ميترا 30 ساله- كارشناس حقوق؛ زندگي از ديدگاه او موهبتي مي باشد كه خدا به هر كسي نمي دهد، همان طور كه بعضي ها زنده هستند، اما زندگي نمي كنند. به اعتقاد ميترا، دنيا سرشار از زيبايي است و خدا در هر ذره اي كه آفريده از روح خود در آن به وديعه گذاشته، پس زندگي سرشار از انرژي مثبت است. اما گاهي انسانها اين زيبايي را ناديده مي گيرند و به دست خودشان آن را تخريب مي كنند و حتي انرژي مثبت را به انرژي منفي تبديل مي كنند. ميترا درباره آرزوهايش مي گويد هر فرد در طول زندگي با توجه به نياز و ديدگاهي كه دارد آرزوهاي متفاوتي هم دارد، پس همان طور كه فرد با گذشت زمان به كمال مي رسد، آرزوهايش هم كاملتر مي شود. او در دوران كودكي دوست داشته معلم شود، بعد به مكانيكي و پرورش گياهان علاقه مند مي شود. در دوران دبيرستان به خاطر تشويق معلمش آرزوي نويسنده شدن داشته، اما به دليل عدم حمايت و تشويق خانواده آن را دنبال نمي كند. به تاريخ و باستان شناسي علاقه مند مي شود، اما باز هم نمي تواند اين مسير را طي كند و دست تقدير سبب مي شود در دانشگاه، حقوق بخواند. او كه هم اكنون عاشق رشته حقوق است، عامل فاصله گيري از رؤياهايش را كمي جبر زمانه و كمي تصميم گيريهاي خودش مي داند. آرزوهاي او اكنون رنگ ديگري به خود گرفته اند. او مي خواهد عاملي در برقراري صلح و آرامش در ميان انسانها باشد. دوست دارد به كودكان و سالمندان كه قشر ضعيف جامعه هستند، كمك كند. گاهي فكر مي كند اگر پول و موقعيت سياسي مي داشت مي توانست ايده آل هاي ذهني خود را پياده كند. او آرزو دارد مي توانست مشكل فقر مردم را بر طرف كند. دوست داشت يك فضاي بزرگ شامل كارخانه، زمين كشاورزي، گلكاري و... ايجاد مي كرد و آن را در اختيار افراد جوياي كار قرار مي داد، تا خود بكارند و درو كنند و بخورند و دغدغه نان نداشته باشند. ميترا ادامه مي دهد؛ مي داند كه رسيدن به خواسته هايي به اين وسعت، از دست بشري با اين امكانات خارج است! او به ناامني به عنوان يك عامل محدود كننده و بازدارنده اشاره مي كند. به اينكه يك دختر اجازه ندارد تنها و يا با دوستان خود به سفر برود و اگر هم اجازه داشته باشد، هميشه ترسي عميق همراه دختر و خانواده او هست كه البته مختص دختران ايران نيست و ترسي است كه در وجود تمام زنان دنيا هم وجود دارد. او به عنوان يك دختر از مواظبتي كه همواره بايد از او بشود، احساس ناخشنودي مي كند و اين محدوديت را زاييده ناامني و ترس مي داند. ترس از رفتن به مسافرت، رفتن به ميهماني، گرفتن عكس يادگاري با يك دوست و... . مهديه 23 ساله- كارشناس تربيت بدني و مدير ورزشي بوستان بانوان؛ او كه مشغله زيادي دارد سعي مي كند كوتاهترين جواب را براي سؤالهاي من انتخاب كند، براي توصيف زندگي فقط يك جمله مي گويد زندگي اجباري است شيرين. مهديه دوست دارد يك آدم با نفوذ و فعال باشد، يك آدم متفاوت از نظر فرهنگي، اخلاقي، مذهبي و... . هدف براي مهديه در «شهروند خوبي بودن» خلاصه مي شود و اينكه بتواند از توانايي ها و استعدادهايش به نحو احسن استفاده كند. او از محدوديتهايي كه يك دختر در جامعه دارد، به عدم امنيت اجتماعي كافي اشاره مي كند و ترس و واهمه اي كه هميشه همراه يك دختر در رفت و آمدهاست. به نظر او، محدوديت ديگري كه بر روابط اجتماعي يك دختر اعمال مي شود، در محيط هاي كاري است كه سبب مي شود نگذارند به آن اندازه كه توانايي دارد، فعال باشد و پشتيباني مناسبي نيز از دخترها نمي شود و اختيار عمل چنداني به آنها داده نمي شود. و اما ... كلام پاياني آنچه خوانديد گفتگوي ما با دختراني در رده هاي سني مختلف و ديدگاههاي متفاوت بود. دختراني كه با وجود تفاوتهاي ظاهري، خواسته ها و گلايه هاي مشابهي داشتند. نيازي كه بيش از هر چيز در حرفهاي اين گروه از جامعه زنان نمود داشت «امنيت» است. امنيت اجتماعي، شغلي، خانوادگي و... . آنها نياز به «عدالت» را نيز حق خود مي دانند. دختران مي خواهند فارغ از نوع جنسيتشان، بتوانند توانايي هاي خود را نمايان كنند، بتوانند استعدادهاي بالقوه اي را كه خداي مهربان در وجودشان گذاشته، به فعلي زيبا تبديل كنند.دختران «حمايت» مي خواهند. حمايتي همه جانبه از سوي اجتماع، خانواده، همسر و كساني كه با آنها در ارتباطي منطقي و مستمر قرار دارند.و البته كمي تأمل و تحمل كنيد، دختران زيادي را مي بينيد كه ناگفته هاي زيادي را در گلوي خاموش خود فرياد مي كنند. كافي است كمي نگاه خود را به دورتر بيندازيد و جايگاه دختران و ميزان تأثيرگذاريشان را باور كنيد تا مادران آينده فرداي زيباتر و شادتري را تجربه كنند. منبع:روزنامه قدس [ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 11:28 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
سال ها قبل هنگامی که یکی از مسئولان کشور در باره نحوه تولید رژ لب و لوازم آرایشی صحبت کرد [ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 11:21 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
اهمیت تربیت دختران
امروزه بیش از هر زمان دیگر باید به تربیت دختران همت گماشت؛ زیرا از یک سو نزدیک به نیمي از نیروهاي فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکیل مي دهند و از سوي دیگر، گستره فعالیت آنان، همه امور فردي و اجتماعي را در برمي گیرد. ضمن آن که پرهیز از اختلاط زن و مرد در بیشتر مراکز و اداره هاي خصوصي و دولتي، امري سخت شده است، در چنین شرایطي باید دانست که تنها در صورت تربیت درست و اسلامي دختران است که جامعه در امنیت به سر مي برد و نابهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي کاهش مي یابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهایشان، دستورهاي شرعي را رعایت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامي در اجتماع حضور یابند، انحراف هاي اخلاقي به میزان قابل توجهي کاهش مي یابد؛ زیرا بیشتر نابساماني هاي فرهنگي و اجتماعي بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پي رعایت نکردن حدود اسلامي پدید مي آید که با تربیت دیني نسل جوان به ویژه دختران مي توان از این مسأله پیش گیري کرد. تربیت دختران در محیط خانواده مهم ترین هدف از تربیت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي دیني، آشنا کردن آنان با فنون و شیوه هاي زندگي مانند شیوه شوهرداري، فرزندپروري، همسایه داري و معاشرت با مردم است. بدین معنا که دختران در کنار فراگیري اندیشه هاي دیني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفریني در عرصه هاي گوناگون زندگي را نیز بیاموزند. وظیفه مادر است که از کوچکي به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زیرا محیط خانه مناسب ترین فضا براي نقش آموزي دختران است و مادر، شایسته ترین معلم و راهنما براي دختر به شمار مي رود. ارتباط عمیق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترین عامل در اجراي فرآیند تربیت و اثرگذاري آن است. دختر با دیده اطمینان و اعتماد به مادر مي نگرد، به گفته او گوش مي دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مي کند. بدین سان مادر، تنها کسي است که از نزدیک با دخترش ارتباط دارد و از نیازهاي مادي و معنوي او آگاه است. او بیش ترین زمان را در کنار دختر سپري مي کند و از خواسته هاي قلبي وي آگاهي کامل دارد. از این رو، قادر است مسائل مهم و ضروري را روشن و آشکارا با دخترش در میان بگذارد و انجام دادن آن را از وي بخواهد. البته مادر در صورتي مي تواند به نقش آفریني دختر کمک کند که خود، با نقش هاي موردنظر آشنایي کامل داشته باشد. ادامه مطلب [ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 11:26 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
کي از موفقيت هاي مکتب هاي تربيتي در اين است که برنامه هاي خود را بر اساس نيازهاي دروني و فطري افراد با ارايه شيوه هاي صحيح تربيتي، پايه گذاري کنند، زيرا نيازمندي هاي روحي افراد با اختلاف در جنس و سن به گونه اي است که روشي مخصوص به خود را مي طلبد. از آن جا که دختران، همسران و مادران آينده خواهند بود، خداوند در فطرت آن ها شرايط و روحيات لازم مادري و همسري را قرار داده است. در پرورش و تربيت دختران بايد اين اصل مورد توجه قرار گيرد که آن ها را براي چه نوع زندگي و داشتن چه تحليل و ديدگاهي از حيات آماده مي کنيم؟ آيا از آن ها زناني مي سازيم که فقط در صدد رفع نيازهاي مادي و جسمي خود هستند؟ و يا زناني که کسب مکارم و محاسن اخلاقي و ارزش هاي معنوي را وجهه هدف خويش دارند؟ در تربيت دختران، اصل بر آموزش مسايلي است که در حال يا آينده بدان نيازمندند. در زمان بعثت رسول اکرم(ص) فرهنگ و بافت فکري مردم عرب به گونه اي بود که دختران را مايه ننگ و بي برکتي مي دانستند و براي فرار از اين ننگ، آن ها را زنده به گور مي کردند و اسلام در مبارزه با جهالت و کج انديشي مردم به دفاع از مقام و موقعيت زنان برخاست و به آن ها شخصيت داد. در تعبيرات اسلامي پسر به عنوان «نعمت خدا» و دختر به عنوان«حسنه» معرفي شده است. اگر کسي«نعمتي» در اختيارش قرار گرفت به خاطر استفاده صحيح يا غلط از آن مورد سؤال قرار مي گيرد. اما«حسنه» تفضلي است از طرف خدا که بايد با عنايت بيشتري به آن نگريست. از طرف ديگر نيازها و روحيات پسران و دختران يکسان نيست. از مطالعات مختلف چنين بدست آمده است که محبت، رفتار انفعالي، عاطفي و حمايت کننده بيشتر به عنوان ويژگي هاي زنانه، و پرخاشگري، استقلال، رقابت و سلطه و حاکميت، بيشتر به عنوان خصوصيات مردانه مطرح شده اند. «دختران در مقابل خواسته هاي والدين و ساير بزرگسالان، بيشتر فروتني نشان مي دهند و اين مسأله حتي از سنين کودکي اول نيز کاملاً محسوس است ... مدارکي وجود دارد که نشان مي دهد که دختران بيش از پسران در مقابل ناسازگاري هاي خانوادگي و فشارهاي عاطفي تحمل دارند. هم چنين پسران، بيش از دختران، داراي مشکلات عاطفي و يادگيري در محيط مدرسه مي باشند. مشکلاتي مانند: ناتواني در نوشتن و خواندن، نقايص تکلمي و مشکلات رفتاري و عاطفي.»(1) لطافت روح دختران و دستورات اسلام در مورد حفظ احترام آن ها بيانگر تفاوت ساختاري دختر و پسر است. اسلام در برآوردن نيازهاي رواني و عاطفي هر يک، مطابق زمينه هاي فطري و غريزي آن ها عمل مي کند. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «مَنْ دَخَلَ السّوقَ فَاشْتَري تُحْفَةً فَحَمَلَهَا اِلي عيالِهِ کَانَ کَحَامِلِ صَدَقَةٍ اِلَي قومٍ محاويج وَ لْيبْذأ بِالأنَاثِ قَبلَ الذکور.»(2) هر کسي که از بازار هديه اي خريداري کند و براي خانواده اش ببرد همانند کسي است که صدقه اي را براي نيازمندان با خود مي برد. اين فرد در هديه خود، دختران را بر پسران مقدم بدارد. در اين کلام، روح لطيف و عاطفي دختران مورد توجه رسول اکرم(ص) قرار گرفته است و پدران را به تأمين اين نياز روحي آن ها توجه داده است. و باز آن حضرت مي فرمايد: «خَيرُ اَوْلادِکم البناتُ»(3) بهترين فرزندان شما، دختران هستند. اصرار به حفظ حرمت دختران به خاطر نقش آينده آن هاست. دختري که در آينده اي دور يا نزديک در مقام مادري، همسري و مديريت خانه قرار مي گيرد بايد دانستني هاي ضروري اين مقام را بداند، بايد روح و روانش به گونه اي تربيت شده باشد که بهترين مادر و بهترين همسر باشد. از نظر اسلام، زن عامل مودت و رحمت و سبب آرامش است. در تنگناهاي زندگي، مرد را پناه مي دهد و اضطراب او را فرو مي نشاند. از اين رو نقش عمده سازندگي در جامعه به زن برمي گردد و انسان ها، هستي و رشد و کمال خود را مديون او هستند. نقش زنان در پيشبرد تمدن و هويت ملت ها بسيار اساسي است. بسياري از صفات و روحيات فردي و اجتماعي دختران در برخورد با مسايل فرهنگي، اقتصادي و مذهبي، در دامان مادران شکل مي گيرد. نظم، انضباط، صرفه جويي، برنامه ريزي اقتصادي، پاي بندي به مذهب، چگونگي برخورد با اقوام و همسايگان، معاشرت با همسر و ... نمونه هايي از رفتار مادران در شيوه تربيت دختران است. پرورش رواني و فرهنگي ارتباط جسمي و روحي و رواني دختر به مادر بيشتر و عميق تر است. دختر نمي تواند خود را جداي از مادر بداند و زندگي بدون مادر براي او مشکلات روحي و رواني به بار مي آورد. مادر محرم اسرار دختر است، چون بلوغ او زودتر از پسران است به ناچار نياز ضروري به همدلي و صميميت با مادر دارد و از نظر محيطي هم ارتباط دختر با مادر بيشتر از پدر است. به همين جهت در پرورش رواني دختران بايد در آن ها مصونيتي را ايجاد کرد تا در برابر نابساماني ها، مظاهر ضد ارزش، انحرافات موجود و نيرنگ هاي مکاران در جامعه، شخصيت و هويت خود را از دست ندهند. از اين رو والدين بويژه مادران در خط مشي تربيتي خود در کنار محبت کافي به آن ها، دسيسه هاي انحرافي جامعه و ضرورت حفظ استقلال فرهنگي را با منطق و با استفاده از نمونه هاي واقعي و تاريخي، بر ايشان تبيين کنند تا در ادامه راه خود دچار تزلزل و سستي نشوند. شخصيت و متانت خود را حفظ کنند و در برخورد با هم نوعان خود، الگوي رفتاري قابل قبولي براي آن ها باشند. پرورش ديني و اجتماعي دختران نقش معنوي مادر در شکل دهي نيازهاي دروني دختر، بسيار ارزنده است. از اين رو پرورش ديني دختران بايد به گونه اي باشد که او را به خداوند نزديک سازد، آن چنان که در همه کارها و حالات خدا را ناظر بر خود بداند و يقين کند که خدا دوستدار کارهاي نيک اوست و در عين حال اگر خلافي مرتکب شود، مجازات مي شود. بايد با استفاده از حس قهرمان جويي دختران، زنان پاکدامن و باتقواي تاريخ را به آن ها معرفي کرد تا در سير علمي و عملي خود با شتابي بيشتر حرکت کنند. مادر بايد مسايل اعتقادي مانند توحيد، نبوت، عدل، معاد، بهشت و جهنم، ثواب و عقاب را با زباني ساده و متناسب با فهم آنان برايشان بيان کند. آموزش مکارم و محاسن اخلاقي از ضروريات زندگي انسان ها بويژه زنان و دختران است، زيرا زندگي بدون اخلاق و تربيت بدون معنويت بي معناست و انسان را به جنايت و نگراني سوق مي دهد. مکارم و محاسن اخلاقي چيست؟ خلقياتي که معيار انسانيت و حاکي از بزرگواري طبع و تعالي و رشد روحاني است، مکارم اخلاقي ناميده مي شوند. مانند رعايت انصاف و عدالت، گذشت، فداکاري، وفاء به عهد و امانتداري و ... اوصافي که مايه حسن روابط اجتماعي و باعث جلب منافع مادي و بهبود زندگي است، محاسن اخلاقي ناميده مي شوند. مانند: خوشرويي و تبسم با مردم، احترام به ديگران، پاکيزگي لباس و بدن، ادب در گفتار، عيادت بيماران، تسليت مصيبت زدگان و رسيدگي به امور محرومان و ... اگر چه اين صفات دليل بر حقانيت صاحبان آن صفات نيست. اگر مي خواهيم دختران، بددهن نباشند و از خودنمايي و ظاهرفريبي بپرهيزند، خودآرايي را نشانه عظمت و ارزش خود ندانند، با اطرافيان رفتار ناشايست نداشته باشند و در اجتماعات از فخرفروشي و تحقير ديگران بپرهيزند، بايد نقش معنوي مادر را تقويت کرد و او را از اين انحرافات باز داشت. مادري که دايم درگير نزاع با شوهر است و با او کنار نمي آيد، روح اميد به داشتن يک زندگي خوب را در دخترش مي ميراند و او را نسبت به زندگي آينده اش مأيوس مي کند، زيرا دختران براي رفتارهاي آينده اجتماعي خود، برخوردهاي مادران را الگو قرار مي دهند و شيوه هاي برخورد با همسران شان را از مادران شان ياد مي گيرند. دختري که قدم به زندگي جديد گذارده و شوهرداري را آغاز کرده است، به جهت ناآشنايي او و شوهر جوانش به رموز زندگي و شيوه همسرداري، با مشکلات و نابساماني هاي موقت مواجه مي شود که با مادر و خواهرانش در ميان مي گذارد و از آن ها چاره جويي مي کند. در اين جا، مادر دو شکل راهنمايي و موضع گيري مي تواند داشته باشد: 1ـ دخترم هر کس در اول زندگي با اين مشکلات روبه رو است و تا آشنايي با روحيات يکديگر و استحکام پايه هاي زندگي، با صبر و حوصله و استفاده از جاذبه هاي زنانگي مي توان اخلاق مرد را عوض کرده و زندگي را به کام خود شيرين نمود. 2ـ اگر مي خواهي شوهرت اصلاح و مطيع شود، با او قهر کن، در مسايل غذا، لباس و زناشويي، به او بي اعتنا باش تا شايد به خود آيد و دست از بي مهري و لجبازي بردارد. در نوع دوم، از راهنمايي دختر جوان به واسطه بي توجهي مادرِ به ظاهر دلسوز، پايه هاي بغض و کينه با شوهر را بنا مي گذارد و در نقش اصلي خود که آرام بخشي به شوهر است، اختلال ايجاد مي کند. از اين رو بهترين مادران، کساني هستند که دخترشان را به شوهر علاقه مند سازند و او را از نافرماني در مقابل شوهر باز دارند. آنان را به زندگي اميدوار سازند و ارزش تربيت خوب فرزندان را به آنان بنمايانند. [ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 11:23 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
شبکه ایران:فرار کودکان و نوجوانان از خانه یکی از معضلات فعلی جوامع مختلف از جمله کشور ما میباشد. دختر فراری، دختری است که به دلایل مختلف از قبیل دلایل فردی (اختلالات شخصیتی و روانی)، خانوادگی (طلاق، جدایی، اختلاف خانوادگی)، فقر و دلایل اجتماعی برای رهایی از وضع موجود و بدون پیشبینی وضع آینده از خانه فرار کند و با احساس بیگانگی میان خود و خانواده در پی محرم و همدلی میگردد تا او را بفهمد. این پدیده در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایط است که از نظر فرد، نامساعد،غیر قابل تحمل و بعضاً تغییر ناپذیر است. دختران فراری اقدام شان را نوعی اعتراض دانسته و خود را قربانی روابط ناسالم در خانوادهها و فراموش شده جامعه میدانند. فرار دختران از خانه اگرچه در نگاه اول پدیدهای فردی است اما با توجه به پیامدهای سوء آن که در نظم اجتماعی اختلال و آشفتگی ایجاد میکند، منشأ بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و انحرافی میشود. دختران فراری به دلیل شرایط خاص خود مورد انواع سوءاستفاده و آزارها قرار میگیرند و در نتیجه زمینه را برای پیدایش و افزایش باندهای جنایتکاری که این دختران را مورد استثمار و بهره کشی قرار میدهند، فراهم میسازند. بررسیها نشان میدهد متأسفانه حدود 90 درصد دختران فراری به فحشا آلوده میشوند. این در حالی است که روابط سرد خانوادگی بویژه میان مادر و دختر نقش جدی و مهم در فرار دختران دارد. یکی از مهمترین علل ترک خانه به ویژه از سوی دختران نیز به خانوادههای نابسامان باز میگردد. اعتیاد والدین، انحراف آنها یا ازدواج مجدد و زندگی با نامادری یا ناپدری، بی توجهی والدین به دوران حساس بلوغ، مخالفت آنها با ازدواج دختر با فرد مورد علاقه اش،ناامنی و خطر تجاوز از سوی نزدیکان در خانواده نیز از دیگر علل ترک خانه توسط دختران است. تأخیر در سن ازدواج، مهاجرت از شهرهای کوچک به بزرگ، اختلالات روانی، رفتاری یا شخصیتی، دوستی با افراد ناباب، بیسرپرستی و تنهایی دختر، بدسرپرستی (دخترانی که والدین آنها مشکل اخلاقی دارند)، خودباختگی فرهنگی و غیره نیز از دیگر عوامل فرار دختران از خانواده است. دخترانی که از خانه میگریزند در نهایت به توزیع مواد مخدر، دزدی، فساد و فحشا رو میآورند و در برخی موارد برای خارج کردن اعضای بدنشان مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. در این میان استفاده از توان صدا و سیما و رسانههای ارتباطی برای بهینهسازی هنجارهای ارزشی و مبارزه با ناهنجاریها، از راهکارهای مهم مبارزه با این معضل است [ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 11:10 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
مغز یک نوزاد در رحم بسیار سریع رشد می کند و طی یک یا دو ماه از چند سلول، به پیچیده ترین ساختار طبیعت تبدیل می شود و در ادامه جنین در ششمین ماه بارداری توانایی های مهمی کسب می کند که همگی تحت کنترل مغز او هستند. در هنگام تولد، مغز نوزاد هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و تنها به اندازه یک سوم اندازه واقعی رشد کرده است زیرا مدت زیادی طول می کشد تا مغز کامل شده و به شکل تکامل یافته خود دست یابد.
سپس در سال اول تولد، تراکم سیناپسهایی(سیناپس به محل اتصال سلولهای عصبی گفته می شود) که در مغز ایجاد می شود به سرعت افزایش یافته و همان فرآیندی که قبل از تولد آغاز شده است ادامه می یابد. ولی در حدود ده ماهگی میزان افزایش سیناپسها متوقف شده و از یک سالگی تا پایان عمر ثابت می ماند. از همان اوایل، تفاوت های جنسیتی در مغز نوزادی که هنوز متولد نشده است، مشهود است. یکی از این تفاوت ها آن است که قسمت های راست و چپ مغز در پسرها ارتباطات کمتری به نسبت دختران پیدا می کند.بنابر همین تفاوت ها، مطالعات اخیر نشان داده که پسرها در برخورد با انواع خاصی از مسائل (مانند امتحانات هجایی یا جدول کلمات) تنها از یک طرف مغزشان استفاده می کنند، در حالیکه دخترها از هر دو طرف استفاده می کنند. نیمه راست مغز همچنان که رشد می کند، سعی می کند ارتباطاتی با نیمه چپ مغز برقرار کند اما در پسران(البته در دوران کودکی) نیمه چپ آمادگی ایجاد ارتباطات را ندارد و لذا این «اتصالات» صورت نمی گیرد و در عوض سلول ها به نیمه راست، یعنی جایی که از آن آمده اند، باز می گردند لذا اتصالات در نیمه راست مغز غنی تر صورت گرفته و همین وضعیت باعث موفقیت پسران در حل مسایل ریاضی (در زمان تحلیل ، بررسی و حل مسایل ریاضی نیمکره راست مغز بیشترین فعالیت را دارد) است. از طرف دیگر در دختران ارتباط بین دو نیمکره با موفقیت بیشتری برقرار شده و لذا باعث می شود که توانایی های کلامی دختران بسیار بالاتر باشد. دختران در سال های اولیه مدرسه در مقایسه با پسران هوشبهر بیشتری دارند و نمرات بهتری را می آورند ولی در دوران دبیرستان و دانشگاه این تفاوت ها کاهش می یابد. در ۷-۶ سالگی، هنگامی که کودکان آموزش جدی را شروع می کنند، از آنجا که در این سنین پسران(به طور مقطعی) از لحاظ ذهنی بین ۱۲- ۶ ماه عقب تر از دختران هستند،«هماهنگی حرکتی ظریف» (مانند نگهداشتن مداد یا استفاده از قیچی) در آنها(پسران) دیرتر شکل می گیرد. مطابق با این مساله، اینکه پسران و دختران از ۵- ۴ سالگی به کودکستان بروند عالی است، زیرا آنها(هم دختران و هم پسران) توانایی اجتماعی را کسب می کنند اما به نظر می رسد که پسران بیشتر از دختران به این آموزش ها نیازمند هستند و شاید لازم باشد بنا بر تشخیص والدین و یا مربی، کودکان پسر، مدت زمان بیشتری را در کودکستان سپری کنند . پسران با دختران متفاوتندکسانی که نیمه راست مغزشان پیشرفته تر است (مانند پسران) از مزایایی نیز برخوردار هستند. پسران علاوه بر آنکه توانایی های ریاضی بهتری دارند، اهل عمل نیز هستند و اگر با مشکلی برخورد کنند می خواهند آن را برطرف سازند و بنابراین خیلی زودتر از دختران دست به کار می شوند. از آنجاییکه در پسران نیمه راست مغز هم احساسات و هم فعالیت ها را کنترل می کند، بنابراین پسران به احتمال زیاد، زودتر وارد عمل می شوند. در حالیکه در دختران نیمکره های مغز تخصصی تر کار می کند یعنی نیمکره راست مرکز فعالیت های ریاضی و نیم کره چپ مرکز تکلم و بیان احساسات است . لذا پسران نیاز به تلاش بیشتری دارند تا به نیمکره چپ خود رجوع کنند و کلماتی برای توضیح احساسات، که در نیمکره راست مغز ثبت می کند، بیابند. در حالیکه دختران در این زمینه موفق ترند و در بیان احساسات بسیار بهتر عمل می کنند. بطور کلی مطالعات دقیق علمی نشان داده است که دختران در سال های اولیه مدرسه در مقایسه با پسران هوشبهر بیشتری دارند و نمرات بهتری را می آورند ولی در دوران دبیرستان و دانشگاه این تفاوت ها کاهش می یابد. دختران در استعداد کلامی برترند و پسرها در استعداد فضاییدختران و پسران به طور متوسط در قلمروهای مختلف هوشی الگوهای عملکرد متفاوتی دارند. در دوران کودکی، دختران در آزمون استاندارد شده توانایی کلامی بهتری نسبت به پسران دارند (خواندن، روانی کلامی، درک کلامی). در دوران دبستان دختران و پسران در حساب یکسان عمل می کنند ولی در دوران دبیرستان پسران در حساب و ریاضیات عملکرد بهتری نسبت به دختران دارند اما این تفاوت درمرحله دانشگاه کاهش می یابد. اما ذکر این مطلب ضروری است که الگوهای موفقیت برای پسران و دختران (در زمینه های کلامی، غیرکلامی، ریاضی و...) وابسته به قالب های فرهنگی است که بر اساس آن رفتار مناسب برای دختران و پسران تعیین می شود. برای مثال کودکان ما از همان دوران کودکی می آموزند که خواندن، هنر، مهارت های کلامی و ... قالب های زنانه است و مهارت های مکانیکی، ورزش و ریاضی از لحاظ اجتماعی مردانه تلقی می شود لذا به نظر می رسد این تفاوتهای میان دو جنس، تا حد زیادی تحت تاثیر شرایط فرهنگی جوامع نیز قرار گرفته است.در انتهای باید عنوان شود که قطع نظر از نوع تبیینی که در مورد تفاوت دختران و پسران ارائه شده در حال حاضر ما می دانیم که تفاوت های بارز و قطعی میان دختران و پسران در چند زمینه محدود وجود دارد. مثلا دختران در استعداد کلامی برترند و پسرها در استعداد فضایی. در عین حال توانایی محاسبات عددی اندکی در پسران پیشرفته تر از دختران است و از طرف دیگر دختران در انجام حرکات ظریف و همچنین بین احساسات قویتر از پسران عمل می کنند. اما باید توجه داشت که تفاوت های عنوان شده، غالباً مربوط به میانگین های جمعیت است و برای قضاوت در مورد یک فرد خاص (یک دختر یا یک پسر) نباید به کار رود. زیرا ما دخترانی داریم که از لحاظ استعداد تجسم فضایی با قوی ترین پسران مقابله کرده و در عوض پسرانی داریم که در مهارت های کلامی، از قوی ترین دختران پیشرفته ترند. لذا هیچکس نمی تواند ادعا کند که توانایی ذهنی در دختران بالاتر است یا در پسران. بلکه میان این دو جنس تفاوتهایی وجود دارد و این تفاوتها ناشی از برتری یک جنس بر جنس دیگر نیست. برخی از روان شناسان و کارشناسان مشهور در این زمینه معتقدند که اگر در زمینه تفاوت میان دختران و پسران سوال شود که "بین آنان چه تفاوت هایی وجود دارد و یا کدامیک بر دیگری برتری دارد؟"؛ باید در پاسخ جواب داد: «بین کدام دختر و کدام پسر؟» گردآوری:گروه تندرستی و زندگی سالم [ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 11:1 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
از چشمه سار نور
در فرهنگ اهل بیت(علیهمالسلام) كه ریشه در وحی و كلام الهی (قرآن) دارد، زنان و دختران از جایگاه خاصّی برخوردارند. تعابیر زیبا و بلندی كه برای دختران به كار گرفته شده است، حاكی از این موضوع است. در سخنان معصومان(علیهم السلام) از دختران با واژههایی چون: ریحانه (گل)، قواریر (بلورها)، و حسنه (نیكی) یاد شده است؛ كه هر یك، نشان از امتیاز و ویژگی خاصّ طبیعی و روحی دختران دارد. در اینجا به برخی از سخنان معصومان(علیهمالسلام ) اشاره میكنیم:
میزان سنجش مردان
رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) میزان سنجش و ارزش مردان را در نوع برخورد و تعامل با زنان و دختران میداند. لذا میفرماید:«بهترین شما (مردان) كسی است كه برای زنان و دخترانش بهترین باشد.»
محبّت الهی بر دختران
امام رضا(علیهالسلام) میفرماید: «خداوند بر زنان و دختران مهربان تر است تا بر مردان و پسران.» آنچه از این حدیث شریف برمیآید، درسی است كه به خانواده و جامعه داده میشود كه چه الگویی بالاتر از خداوند است كه بتوان به آن اقتدا كرد. و این ارتباط مهربانتر بودن نسبت به زنان و دختران را باید از خداوند علیم و حكیم آموخت؛ چرا كه این مهربانی بیشك هماهنگ و بر اساس فطرت و جسم و روح دختران است.
مجالست با پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) در بهشت پاداش همنشینی با اولیای خدا - به ویژه پیامبران و بالأخص اشرف مخلوقات، نبی گرامی اسلام - آن هم در بهشت، امتیازی است كه بنابر نقل روایات به اشخاص و گروههای خاص و بلندمرتبهای تعلّق دارد. از جمله، این امتیاز بزرگ نصیب كسانی میشود كه دخترانی را در نزد خود سرپرستی كنند. رسول گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: «هر كس سه خواهر یا سه دختر شایسته داشته باشد و به آنان نیكی و احسان نماید، من و او در بهشت همانند این دو انگشت (اشاره به انگشتان سبّابه و وسطی) در كنار یكدیگر خواهیم بود.» راوی پرسید: ای رسول خدا! اگر دو نفر سرپرستی شوند، چه؟ فرمود: همان پاداش را دارد. راوی پرسید: اگر یك نفر سرپرستی شود، باز هم همان پاداش را دارد؟ فرمود: آری. دختران را نكشید تعبیر بسیار زیبا و بلندی كه در سخن امام سجّادعلیهالسلام است، حاكی از ارزشها و لطافتهای روحی و روانی دختران است كه تنها میتوان در سخن بزرگ مردی چون امام سجّاد(علیهالسلام) آن را یافت. آن حضرت میفرماید: «زنان چون بلورند، آنها را نشكنید.»
![]() رحمتهای الهی
پیامبر اكرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «خانه ای كه در آن دخترانی وجود داشته باشند، هر روز دوازده بركت از آسمان بر آن خانه نازل میشود و رفت و آمد ملائكه از آن خانه قطع نمیشود و برای پدر در هر شب و روز، عبادت یك سال را مینویسند.»
شادی دختران
رسول اكرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «كسی كه از بازار هدیه ای بخرد و آن را برای خانوادهاش ببرد، مانند كسی است كه صدقاتی را برای افراد مستمند میبرد، پس باید هنگام تقسیم هدیه دختران را مقدّم بدارد؛ زیرا كسی كه دخترش را شاد كند، مانند آن است كه برده ای از فرزندان حضرت اسماعیل(علیهالسلام) را خریده و در راه خدا آزاد كرده است.»همچنین میفرماید: «هدایا را در میان فرزندان به عدالت تقسیم كنید. اگر من میخواستم فضیلتی را (در تقسیم هدیه میان دختر و پسر) در نظر بگیرم، دختران را (در دادن هدیه) مقدّم میداشتم.»
نشانه سعادت
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «از نشانههای سعادت و نیكبختی زن آن است كه نخستین فرزندش دختر باشد.»
دختران حسناتاند
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: «پسران، نعمت خداوند هستند ولی دختران، حسنات الهی میباشند. خداوند از نعمت سؤال میكند و به حسنات پاداش میدهد.»
رزق و روزی دختران
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: چون شب معراج از سدرةالمنتهی گذشتم، از جانب پروردگار خطاب آمد: «ای محمّد! به دختردارها بگو بر این نونهالان غمگین و دلتنگ نباشند، من همان گونه كه آنان را آفریدم، خود روزی شان را میدهم.»
بانگ فرشتگان
امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «هنگامی كه دختری به دنیا میآید، خداوند فرشتهای را مأمور میكند تا بال خود را بر سر و سینه نوزاد دختر بگستراند و بگوید: او دختری ناتوان و ضعیف است؛ هر كس او را كمك كند، تا روز قیامت مورد توجّه خداوند خواهد بود.»
بركات اخروی و دنیوی
رسول گرامی(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «بهترین فرزندان، دختران هستند. هر كس یك دختر را سرپرستی كند، خداوند متعال او را از آتش دوزخ دور نگه میدارد و آن كس كه دو دختر را سرپرستی كند، خداوند او را داخل بهشت میكند و كسی كه سه دختر، یا سه خواهر را سرپرستی كند، جهاد در راه خدا و صدقه دادن از او برداشته میشود.» پیامبر اكرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «چه فرزند خوبی است دختر! هم پرمحبّت است، هم كمك كار، هم مونس است و هم پاك و پاك كننده.»
پدر دختران
امام صادق(علیهالسلام) در عظمت دخترداری فرمود:«رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) (كه اشرف مخلوقات عالم است) خود، پدر چند دختر بود.»
[ جمعه پانزدهم بهمن 1389 ] [ 14:3 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
در سیره امامان معصوم(علیهمالسلام) نیز اگر كسی از داشتن فرزند دختر احساس ناخشنودی میكرد، آن بزرگواران با آنان برخورد میكردند و سعی داشتند تا رسوبات جاهلی را از ذهن آنان پاك كنند. در حدیثی چنین نقل شده كه فردی از یاران امام جعفر صادق(علیهالسلام) دختردار شد، حضرت نزد او رفت، دید خشمگین است، فرمود: «اگر خداوند به تو وحی كند كه آیا میخواهی چیزی را من برای تو انتخاب كنم یا تو برای خودت انتخاب میكنی؟ چه پاسخ میدهی؟» آن مرد گفت: به خدا عرض میكنم: آنچه را تو برایم بپسندی و انتخاب كنی، میپسندم. امام صادق(علیهالسلام) فرمود: «اكنون خداوند فرزند دختر را برای تو انتخاب كرده است.» سپس فرمود: «آن عالم و ولی خدا (خضر علیهالسلام) كه همراه موسی(علیهالسلام) بود و آن پسر بچه را كشت، خداوند از قول او فرمود: ما آن پسر را كشتیم چراكه بیم آن بود پدر و مادرش را به طغیان و كفر وا دارد، از این رو خواستیم پروردگارشان به جای او فرزندی پاكتر و با محبّتتر به آن پدر و مادر بدهد.» امام صادق(علیهالسلام) در ادامه فرمود: «خداوند به آن دو، دختری عنایت كرد كه از او و نسل وی هفتاد پیامبر به دنیا آمدند.»
گاه میشد كه افرادی از امامان علیهمالسلام برای داشتن فرزند پسر دعایی طلب میكردند، امّا معصومان علیهمالسلام دختر را برای آنان میپسندیدند. به عنوان نمونه در حدیثی آمده است: یحییبنزكریا - از اصحاب امام هادی(علیهالسلام) – نامهای به آن حضرت نوشت و عرض كرد: همسرم باردار است، دعا كن خداوند پسری روزیام گرداند! امام(علیهالسلام) در پاسخ او نوشت: «چه بسا دختری كه از پسر بهتر است.»
در تاریخ میخوانیم كه گاه برخی از پیامبران، از خداوند درخواست فرزند دختر میكردند تا از رأفت و دلسوزی او بهرهمند شوند. به عنوان مثال حضرت ابراهیم علیهالسلام از خداوند تقاضا كرد به وی دختری عنایت فرماید تا بعد از مرگش برای او گریه كند.
[ جمعه پانزدهم بهمن 1389 ] [ 14:0 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
همیشه این اعتقاد وجود داشته است که مادران جانب پسران خود را بیش تر از دخترانشان می گیرند و به آن ها توجه بیش تری دارند... این نظرسنجی نشان داد اگرچه مادران چندان تمایل به اقرار به این واقعیت ندارند، اما آن ها بیش تر به فرزندان پسر خود توجه دارند و با آن ها رفتار متفاوتی نسبت به دختران خود دارند. محققان متوجه شدند مادران با احتمال بیش تری پسران خود را با لغاتی مانند بامزه، دوست داشتنی، بازیگوش و مانند آن توصیف می کنند. اما زمانی که به دختران می رسد آن ها بیش تر حالت انتقادی به خود می گیرند و معتقدند آن ها جدی تر و بی ادب تر هستند و بیشتر با آن ها بگو مگو می کنند و بهانه می گیرند. در حقیقت این مطالعات که توسط وب سایت netmoms انجام شده است نشان می دهد نزدیک به 88 درصد مادران اقرار کرده اند که با پسران خود به شیوه ای متفاوت رفتار می کنند و رفتار آن ها تبعیض آمیز است. بیش از 55 درصد از مادران اعلام کرده اند که راحت تر با فرزند پسر خود ارتباط دوستانه برقرار می کنند. هم چنین 7 درصد نیز اقرار کرده اند که با پسر خود بیش تر از دخترشان مهربانی می کنند. این مطالعه با انجام نظرسنجی روی بیش از 2 هزار مادر انجام شد که هم دارای فرزند پسر و هم فرزند دختر بودند. در این نظرسنجی مشخص شد مادران با احتمال دو برابر بیش تر از فرزاندان دختر خود نسبت به پسرانشان انتقاد می کنند. میزان انتقاد کردن از دختران 21 درصد و از پسران نزدیک به 11.5 درصد است.کریسی داف یک مشاور از netmoms هشدار داد این تبعیض ها می تواند اثرات طولانی مدتی روی روحیه دختران داشته باشد. شاید به همین دلیل است که زنان بیش تر از مردان از خودشان انتقاد می کنند و نسبت به خود دید منفی دارند. این در حالی است که معمولا به دلیل تبعیض هایی که وجود دارد پسرها کم تر مورد انتقادات والدین و خصوصا مادر خود قرار می گیرند و اشتباهات آن ها نادیده گرفته می شود. دختران معمولا بیش تر حس می کنند والدینشان آن ها را قبول ندارند و همین عامل باعث می شود روی کیفیت وظایفی که آن ها باید در آینده به عنوان مادر به دوش بکشند تاثیرگذار باشد.در صورتی که دختران بیش تر از مادران خود احساسات منفی دریافت کنند، این موضوع در آن ها به صورت باور در می آید و در آینده آن ها این طور تصور می کنند که نیاز به انتقاد شدن دارند. بیش از یک پنجم مادران یا 21.5 درصد از آن ها اعتراف کردند که در صورتی که پسر آن ها شیطنت به خرج بدهد آن را نادیده می گیرند، اما این موضوع در مورد دختران فقط 17.8 درصد است. مادران هم چنین بیش تر ویژگی های شخصیتی مثبت را به فرزند پسر خود نسبت می دهند و کم تر این کار را در مورد دختران خود می کند. نظرسنجی نشان می دهد نزدیک به 48 درصد از مادران پسر خود را با عنوان "پسر مامان" خطاب می کنند، اما فقط 35 درصد از دختران با عناوینی مانند "دختر بابا " خطاب می شوند. سیوبهان فریگارد بنیانگذار نت مامز در این باره گفت: من خودم به عنوان مادر دو پسر و یک دختر اعتراف می کنم که رفتار کردن با تمام فرزندان به طور برابر کار بسیار مشکلی است. اما این تحقیقات شاید بتواند هشداری به مادران باشد که متوجه باشند به طور ناخودآگاه رفتارهای بسیار تبعیض آمیزی بین پسران و دختران خود قائل می شوند. در نهایت این سایت به مادران توصیه می کند توجه بیش تری به دختران خود داشته باشند. هر زمان که آن ها را درگیر یک مشکل دیدند سریعا برای کمک به آن ها شتاب نکنند و به آن ها زمان و فضا بدهند تا بتوانند مشکلات خود را حل کنند. به این ترتیب حس احترام به خود و استقلال در دختران بارور می شود و در آینده موفق تر خواهند بود. منبع:تک دل گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان [ جمعه پانزدهم بهمن 1389 ] [ 13:52 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
خوردن میوههای سرشار از رنگدانهها مانند هویج میتواند تاثیر زیادی در زیباتر شدن چهره شما داشته باشد.
تحقیقات انجام شده در دانشگاه بریستول که با هدف تعیین رابطه بین رنگ صورت و جذابیت انجام شده است نشان میدهد افرادی که پوست صورت آنها به رنگ زرد متمایل است جذابتر و در عین حال سالمتر به نظر میرسند.
در همین حال محققان متوجه شدند رنگدانههای زرد به نام کاروتنوئید که در میوهها و سبزیجات خاصی مانند هویج وجود دارند نقش کلیدی در تولید این رنگ زرد در پوست صورت بازی میکنند.
برای بررسی اثر این میوه روی پوست صورت، محققان از ۴۰ داوطلب خواستند چهره ۵۱ نفر را از نظر شادابی، سلامت و جذابیت ردهبندی کنند. نتایج این تحقیقات قرار است به زودی در نشریه رفتار انسان و تکامل به چاپ برسد.
یان استفن یکی از دانشمندانی که در انجام این پژوهش شرکت داشته است در این باره گفت: شاید با انتشار این گونه خبرها بتوانیم مردم را به خوردن میوه و سبزی بیشتر تشویق کنیم. خصوصا این که دو ماه بعد از شروع مصرف میوه اثرات آن به طور وضوح خود را نشان خواهند داد.
او در ادامه گفت: شاید با گفتن این مطلب که اگر شما میوه و سبزی نخورید ممکن است تا ۴۰ سال بعد دچار حمله قلبی شوید چندان مردم را به خوردن این غذاهای سالم تشویق نکند. اما در عوض اگر به آنها بگویید ظرف مدت چند ماه پس از خوردن میوه و سبزی اثرات آن باعث زیباتر شدن چهره شما شود تعداد بیشتری به خوردن این مواد غذایی علاقه نشان دهند.
مطالعات قبلی هم نشان داده بود خوردن میوه و سبزی باعث تغذیه پوست، مو و ناخنها میشود. این مواد غذایی شامل ویتامین A هستند که نقش مهمی در جایگزینی سلولهای پوستی دارند.
مصرف مرکبات، کیوی و برخی میوههای دیگر به بدن در ساخت کلاژن کمک میکند. کلاژن یک پروتئین است که نقش بسیار مهمی در بافت پوست بدن باز میکند و میتواند به حذف چین و چروکها، جای زخمها و مانند آنها کمک کند.
[ جمعه پانزدهم بهمن 1389 ] [ 13:48 ] [ مرضیه خدابخش ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |